سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم گر چنانست که روی من مسکین گدا را به در غیر ببینی ز در خویش برانم من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم سعدی تصنیف سخن عشق آواز : استاد محمدرضا شجریان - همایون شجریان آهنگساز :استاد مجید درخشانی کنسرت گروه آوا - ۸۶ دستگاه : ماهور تصنیف سخن عشق با صدای استاد شجریان و همایون شجریان آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو تصنیف مستان سلامت می کنند آواز : استاد محمدرضا شجریان آهنگساز :استاد مجید درخشانی آلبوم : رندان مست (۸۸) دستگاه : همایون
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:16 توسط صورتگر نقاش |
سوگواران تو امروز خموشند همه که دهان های وقاحت به خروشند همه گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه باغ را این تب روحی به کجا برد که باز قمریان از همه سو خانه به دوشند همه ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه به وفای تو که رندان بلاکش فردا جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه استاد شفیعی کدکنی تصنیف سوگواران خموش آواز : علیرضا قربانی آهنگساز : پژمان طاهری آلبوم : سوگواران خموش (۸۶) دستگاه : همایون
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:22 توسط صورتگر نقاش |
سلام
امیدوارم بهترین باشید. .می دونم تا عید چند روز مونده. اما از اونجا که ممکنه نتونم روز عید پست بذارم این کارو همین الان انجام میدم. قطعا" تا چند روز آینده انواع و اقسام پیام های تبریک عید رو دریافت می کنید که توشون انواع و اقسام دعاهای خوب و زیبا نوشته شده. برای همین من از ذکر اون حرفا میگذرم و به همین یه جمله بسنده می کنم: " امیدوارم سالی زیباتر داشته باشید" حالا این زیبایی رو خودتون باید تفسیر کنید ببینید در چی می بینید... برای اینکه وارد حال و هوای بهار بشیم ۴ تا تصنیف فوق العاده زیبا آماده کردم که امیدوارم از شنیدنشون لدت ببرید. اینم از عیدی من برای شما. دیگه چی می خواید؟! بهار کنون نوروز و هنگام بهار است شراب لاله در جام بهار است ز سردی های خاک تیره بگذر زمستان رفت و هنگام بهار است نگه کن پیر سرمای زمستان اسیر و خسته در دام بهار است نشاط و مستی و شور جوانی همه آهنگ و پیغام بهار است بهار عشق من بودی و رفتی چه کوته عمر و فرجام بهار است تصنیف بهار آهنگ و تنظیم : کیوان ساکت آواز : سعید لاری آلبوم : زندگی - ۸۷ دستگاه : ماهور دانلود تصنیف بهار - کیوان ساکت و سعید لاری بوی باران بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک نرم نرمک ميرسد اينک بهار خوش بحال روزگار ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم فریدون مشیری تصنیف بوی باران آواز: استاد محمدرضا شجریان آهنگ : حسین یوسف زمانی آلبوم : بوی باران - ۷۸ دستگاه : چهارگاه دانلود تصنیف بوی باران با صدای استاد شجریان دست در دست بهاران دست در دست بهاران هم نوا با بانگ باران در دلت باغچه ای از نور خواهم کاشت سازی تازه خواهم زد که باران با آن خواهد رقصید می خواند آهسته نی لبک جویبار می شنوم از لب او راز دل کوهسار بار دگر پیک سحر داده ز آفتاب خبر کز پس این تبره شبان می رسد او صبح دمان می آید، می آید همچو نسیم از ره دور می بردم همره خود تا دل آن ابر سپید می کشد او دست مرا می بردم تا خورشید امیرحسین سام تصنیف دست در دست بهاران آواز : اشکان کمانگری آهنگ و تنظیم : امیرحسین سام آلبوم : زرد و سرخ و ارغوانی- ۸۵ دستگاه : ماهور دانلود تصنیف دست در دست بهاران با صدای اشکان کمانگیری نوروز سحر با من درآميزد كه برخيز تصنیف نوروز آواز : علیرضا قربانی آهنگ و تنظیم : مجید درخشانی آلبوم : فصل باران - ۸۶ دستگاه : همایون دانلود تصنیف نوروز با صدای علیرضا قربانی امیدوارم لذت برده باشید و حال و هواتونم بهاری شده باشه. راستی از کدوم شعر یا تصنیف بیشتر خوشتون اومد؟
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
خوش بحال چشمهها و دشتها
خوش بحال دانهها و سبزهها
خوش بحال غنچههای نيمهباز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
نسيمم گل به سر ريزد كه برخيز
زرافشان دختر زيبای خورشيد
سرودی خوش برانگيزد كه برخيز
سبو چشمكزنان از گوشهی طاق
به دامانم در آويزد كه برخيز
زمان گويد كه هان گر برنخيزی
غريو مرگ برخيزد كه برخيز
فریدون مشیری
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:27 توسط صورتگر نقاش |