در ره منزل لیلی...

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی

  امشب در این دیوانه دل

    امشب در این غوغا کده

    این شهر دل

    این خم کده

    تا صبح دم

    جشن و سرود و ولوله ست ...

    موسیقیِ احساس من

    شعر و  شهاب و مثنوی

    ماهور و شور و دلکش است

    شهر فرنگ است جان من !

    پر منظره، پر مشعله ...

    خورشید در پهنای دل

    افشانده زرگیسوی خویش

    آتش زده بر جانِ من

    ماه و سهیلِ ساحره

    خواهی که دیدن آتشم ...

    با من بخوان

    با من بمان

    تا صبح دم ...

     

    یک بامداد - 7 اردیبهشت 90

     

+ نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 1:29 توسط صورتگر نقاش |


 

باور کن باور کن !

تنهایی یک رازه

این بی تو پژمردن پایان نیست ...

آغازه...

باور کن باور کن !

این عاشق بیداره...

یاد تو فانوس شب های غمباره.

باور کن دستامو...

تا وقتی بی تابن

تا وقتی آغوشه دستاتو کم دارن.

باور کن عکس تو ...

همزاده چشمامه

این تنها داروی تسکینِ دردامه

می بوسم،

با یادت،

گل های زیبا را

میگریم،

از داغت،

تقدیرِ

فردا را 

باور کن باور کن !

زخمامو ای مرهم.

تا بودی من بودم

تا هستی من هستم...

 

دانلود ترانه باور کن با صدای علیرضا شهاب

آهنگساز : محمدرضا چراغلی

آلبوم : باور کن

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 2:15 توسط صورتگر نقاش |


گاهی مرا به اسم صدا کن٬ همین و بس

من با توام ٬"شبیه خودت""مثل هیچ کس"

عمری به شوق دیدنت آواز خوانده ام

حالا که ساکتم تو به فریاد من برس

اینجا برای ماندن و خواندن مجال نیست

پر واکن عاشقانه هم آواز هم قفس

تکلیف روشن است مرا صید کرده ای

یعنی زدی٬ همین که رسیدم به تیر رس

شیرین ترین ترانه، رها کرده ای مرا 

امشب میان مشتی از این شعر های گس

می مانم عاشقانه به پایت بدون شک

از اولین نگاه تو تا آخرین نفس

من دل سپرده ام به تو پس لااقل تو هم

گاهی مرا به اسم صدا کن ٬ همین و بس.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 23:18 توسط صورتگر نقاش |


بدون اغراق می تونم بگم این پست یکی از زیباترین تصنیف هایی است که تو چند وقت اخیر شنیدم  تصنیفی زیبا با آهنگسازی و تنظیم ارکسترال فوق العاده (که البته سنتور خودنمایی به خصوصی تو این ارکستر داره) با صدای یک خواننده جوان که اخیرا" هم آلبومی رو با نام "شرح پریشانی" وارد بازار کرده و گوش دادن به اون آلبوم فوق العاده رو هم توصیه می کنمَ - روی شعری ناب از فاضل نظری
امیدوارم لذت ببرید :
 
هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق
هم دعا کن گره تازه نيفزايد عشق
قايقی در طلب موج به دريا پيوست
بايد از مرگ نترسيد ،اگر بايد عشق
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شايد اين بوسه به نفرت برسد ،شايد عشق
شمع افروخت و پروانه در آتش گل کرد
مي توان سوخت اگر امر بفرمايد عشق
پيله ی عشق من ابريشم تنهايی شد
شمع حق داشت، به پروانه نمی آيد عشق
فاضل نظری
 
تصنیف راز
آواز : حجت اشرف زاده
آهنگ و تنظیم : محسن حسینی
دستگاه : نوا
منتشر نشده

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 21:24 توسط صورتگر نقاش |


 

از تو ممنونم . از تو ممنونم خدای من به خاطر تمام خوبی هایی که در این سال به من کردی. به خاطر حرف هایی که از طریق نشانه هایت به من گفتی و انسان هایی که بر سر راهم قرار دادی تا پیام هایت را برایم یادآوری کنند تا از مسیر خارج نشوم. از تو ممنونم به خاطر زیبایی هایی که در این سال به من نشان دادی و مهم تر از آن چشمانی که توان درک این زیبایی ها را داشته باشند. از تو ممنونم به خاطر مراقبت هایت از من، که تصادف نکنم، کسی جیبم را نزند، با کسی دعوا نکنم،هیچ گاه دیر به جلسه امتحان نرسم، هیچ گاه نفسم تنگ نشود و .... و هزاران و هزاران نعمت دیگر که من فراموشکار برای یادآوری آن ها باید مدت ها فکر کنم. چرا که در تمام این مدت تو همچون آب برای ماهی در کنارم بودی و نمی‌دانم چقدر قدرت را دانسته ام !

امسال نیز با تمام بدی های من به پایان رسید. نمی‌دانم در این سال  چندتا لبخند بر لب بندگان تو نشانده ام و حتی از این می‌ترسم که مبادا تارهای دل کسی را شکسته باشم.‌ نمی‌دانم چند بار صدایم را بر روی کسی بلند کرده ام و  نمی‌دانم پاهایم را بر روی چند گل و سبزه گذاشته ام و نمی‌دانم که ...

بگذریم. به هر حال این سال هم با همه‌ی فراز و نشیب هایش به پایان رسید. امیدورام این بهار آغازی باشد برای بهتر شدن. خداوندا دعا می‌کنم برای تمامی دوستان و همراهان عزیزم که در این سال به بهترین ها برسند.

با همين ديدگان اشك آلود

از همين روزن گشوده به دود

به پرستو ، به گل ، به سبزه درود 

به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم

به بهاري كه مي رسد از راه

چند روز دگر به ساز و سرود

ما كه دل هاي مان زمستان است

ما كه خورشيدمان نمي خندد

ما كه باغ و بهارمان پژمرد

ما كه پاي اميدمان فرسود

ما كه در پيش چشم مان رقصيد

اين همه دود زير چرخ كبود

سر راه شكوفه هاي بهار

گريه سر مي دهيم با دل شاد

گريه شوق ، با تمام وجود 

فریدون مشیری

 

تصنیف سرود گل 

آواز : پوریا اخواص - افسانه رسایی

آهنگساز : استاد حسین علیزاده

آلبوم : سرود گل (۸۷)

دستگاه : ماهور

دانلود تصنیف سرود گل با آهنگسازی استاد حسین علیزاده

عیدانه 1 (مخصوص نوروز 88) 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 1:26 توسط صورتگر نقاش |


 

امشب آهنگ دیگر کنی ای دوست

نغمه دیگری سر کنی ای دوست

شادی خاطر دل پریشان

ره بگردان رشکی بیافشان

ره بگردان که در پرده غم

جان ما می گدازد دمادم

ای غم سرخوشان خوش نوایی

آشنا آشنا آشنایی

مثل پیوستت باغ و باران

آشنای دل بیقراران

ای غم آشنا یادمان کن

از پریشانی آزادمان کن

 

آواز : سالار عقیلی

آهنگساز : مهرداد دلنوازی

آلبوم : عشق دیرین (اسفند ۸۸)

دستگاه : ابوعطا

دانلود تصنیف عشق دیرین با صدای سالار عقیلی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 0:29 توسط صورتگر نقاش |


 

شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم

خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم

 آه که تار و پود آن رفت به باد عاشقی

جامه تقویی که من در همه عمر بافتم

بر دل من زبس که جا تنگ شد از جدائیت

بی تو به دست خویشتن سینه‌ی خود شکافتم

از تف آتش غمم صدره اگر چه تافتی

آینه‌سان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم 

« هاتف اصفهانی »

 

آواز : همایون شجریان

آهنگساز : علی قمصری

آلبوم : آب نان آواز (اسفند ۸۸)

دستگاه : دشتی

دانلود تصنیف شهر به شهر با صدای همایون شجریان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 0:17 توسط صورتگر نقاش |


 When I am down and, oh my soul, so weary;

When troubles come and my heart burdened be;

Then I am still and wait here in the silence,

Until you come and sit awhile with me.

You raise me up, so I can stand on mountains;

You raise me up, to walk on stormy seas;

I am strong, when I am on your shoulders;

You raise me up... to more than I can be.

 

You raise me up, so I can stand on mountains;

You raise me up, to walk on stormy seas;

I am strong, when I am on your shoulders;

You raise me up... to more than I can be.

There is no life - no life without its hunger;

Each restless heart beats so imperfectly;

But when you come and I am filled with wonder,

Sometimes I think I glimpse eternity.

You raise me up, so I can stand on mountains;

You raise me up, to walk on stormy seas;

And I am strong, when I am on your shoulders;

You raise me up... to more than I can be.

You raise me up... to more than I can be

 

Artist : Secret Garden

Album : The Ultimate Secret Garden

Genre: New Age 

Year :2005

Download "You Raise Me Up" - Secret Garden

پی نوشت : دوستان عزیز می‌دونم که زبان شما خیلی خوبه. جدول زیر روی برای خودم نوشتم که یادم نره !

 

Weary

burdened

still

hunger

restless

imperfectly

glimpse

eternity

خسته

سنگین

آرام و خاموش

عطش،اشتیاق

بی قرار

ناقص

به یک نظر دیدن

ابدیت

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 20:35 توسط صورتگر نقاش |


 

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست 

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست 

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب 

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آه من شعر شب جدایی

ماه من کی می‌شود درآیی

ابر بهارم طاقت ندارم از دوری تو تا کی ببارم

یک بار دیگر بر زانوی غم سر می‌گذارم

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد 

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست 

پی هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است 

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست 

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق 

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست 

فاضل نظری

 

تصنیف بیتابی

آواز : علیرضا قربانی

منتشر نشده

دانلود تصنیف بیتابی با صدای علیرضا قربانی

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 23:34 توسط صورتگر نقاش |


یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور     کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن     وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن     چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت     دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب     باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند     چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم     سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید     هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب     جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار     تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

جناب حافظ ! سعی خودم رو می کنم. اگه بشه ... 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 23:57 توسط صورتگر نقاش |


چندان بگویمت من شرح فراق و دردم

چون می کنی تو هر دم خندان لبت به حالم

صد سالِ عمر خود را در راه تو نشستم

چون تو رسیده بر من کردی گذر زِ کارم

کیشِ رخِ چو ماهت، سرباز پاک بازت

ماتِ نگاه مستت، شاهِ فروغِ چشمم

نالان و بی شکیبم در آرزوی رویت

بنما دمی نگاهی بر روی پر غبارم

گویم به خود چرا وی بر من نظر ندارد

گویی نبوده ای تو صادق به راه عشقم


20 ام آذرماه 88


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 0:30 توسط صورتگر نقاش |


شب بود و من و حصار تنهایی قلبم

جز موسقی ظلمت و اندوه نمی شنیدم

ناگاه رسید ز خلوت دور

جان و دل خسته را یکی نور

دیدم که ستاره سهیل است

روشنگر قلبم و معین است

زان شب شده ام بدو گرفتار

تا روز شود شب سیاهم

۶ ام آذر ۸۸

پی نوشت۱ : از کلیه خوانندگان عزیز به خاطر سرودن همچین شعر بد وزنی عذر می خواهم. باشد که کلام من از لطف شما وزن بگیرد.

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:12 توسط صورتگر نقاش |


 

    رسم یا شاید بهتر بگم کلیشه بود که معلمای مدرسه ازمون می خواستن در مورد فصل ها انشا بنویسیم. پاییز ، پادشاه فصل ها یا هر عنوان دیگه ای. خیلی کاری به اون کلیشه ها ندارم.چون خودمم خیلی ازشون خوشم نمیومد.  اما جدا" بی انصافیه پاییز بیاد و بره و آدم ازش چیزی نگه. چند روز پیش با یکی از دوستا توی تاکسی بودم. منظره درختان برام خیلی جالب بود. از زیباییش براش گفتم اما ظاهرا" همه یه عینک به چشاشون نیست. خیلی نا امیدانه در مورد زیبایی درختا اظهار نظر کرد. البته نه اینکه بخوام این دوست عزیزو ملامت کنم. قبول دارم که بعضی وقتا سیاهی ها تو زندگیمون اونقدر زیاد میشن که نمی تونیم زیباها رو درک کنیم.

    از خدا ممنونم که با وجود این همه غباری که رو دلم نشسته هنوز چشمشو بهم می ده که بتونم این زیبایی ها رو ببینم و به اندازه خودم درک کنم. البته نمی دونم حکمتش چیه که امسال پاییز برام یه زیبایی خیلی خاص داشت. شاید هیچ وقت انقدر بهش توجه نکرده بودم. نمی دونم...

    با وجود مشغله ای که داشتم نشستم بخشی از این زیبایی ها رو جمع کردمو اسلایدی رو ازش ساختم(البته عکسایی که یک دوست برام فرستاده بود هم انگیزه اصلی این کارو برام ایجاد کرد) . البته از اونجایی که این کارو برای دلم کردم لذت عجیبی برام داشت. از این بابت که فقط 3 تا از عکس های این اسلاید از خودمه و بقیش نه معذرت می خوام. متاسفانه تو آرشیو عکسام از پاییز زیاد خبری نبود. شاید دلیلش اینه که تو پاییزا کمتر مسافرت می ریم (یا بهتره بگم اصلا" نمی ریم)

    تصنیفی هست که چند ساله بهش گوش میدم. بارها هم شده که داداش با اون سه تارش زده و خوندیم. حس خیلی خوبی داره . از دوست خوب و با ذوقم، امیرحسین سام به خاطر این کار فوق العاده (همه شعرش، هم آهنگش) تشکر می کنم.

    امیدوارم لذت ببرید...

     دانلود تصنیف زرد و سرخ و ارغوانی با صدای اشکان کمانگیری

    دانلود اسلاید زیبای پاییز همراه با تصنیف زرد و سرخ و ارغوانی

    زرد و سرخ و ارغوانی

     برگ درختان پاییز

    می ریزند بر زمین

    آرزوهای ما نیز

    درختان پاییز در خون غنودند

    سرودی به یاد بهاران سرودند

     ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ

    از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو  برگ    

    ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد

    آه بهار  آرزو، بر سر ما گذر نکرد

    توشه ای از بهاران ندارم

    یادگاری ز یاران ندارم

    گرد خاموشی و خستگی 

    روی قلبم نشسته

    همچو خزان خموش و زرد

    در ره تو نشسته ام

    تا تو مگر قدم نهی

    باز به چشم خسته ام

    شعر و آهنگ : امیرحسین سام

    آواز : اشکان کمانگری

    آلبوم : زرد، سرخ، ارغوانی

    دستگاه : اصفهان

     

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:17 توسط صورتگر نقاش |


 

  

    ای شب به پاس صحبت ديرين، خدای را 

    با او بگو حكايت شب زنده داريم

    با او بگو چه مي كشم از درد اشتياق

    شايد وفا كند، بشتابد به ياريم

    ای دل، چنان بنال كه آن ماه نازنين

    آگه شود ز رنج من و عشق پاک من

    با او بگو كه مهر تو از دل نمی رود

    هر چند بسته مرگ كمر بر هلاک من

    اي شعر من، بگو كه جدایی چه می كند

    كاری بكن كه در دل سنگش اثر كنی

    ای چنگ غم، كه از تو بجز ناله بر نخاست

    راهی بزن كه ناله از اين بيشتر كنی

    ای آسمان، به سوز دل من گواه باش

    كزدست غم به كوه و بيابان گريختم

    داری خبر كه شب همه شب دور از آن نگاه

    مانند شمع سوختم و اشک ريختم

    ای روشنان عالم بالا، ستاره ها

    رحمی به حال عاشق خونين جگر كنید

    يا جان من ز من بستانيد بی درنگ

    يا پا فرا نهيد و خدا را خبر كنيد!

     فریدون مشیری 

    آواز عشق پاک

    همایون شجریان

    آهنگساز : سعید فرجپوری

    دستگاه : اصفهان

    آلبوم : خورشید آرزو (۸۷)

    دانلود آواز عشق پاک با صدای همایون شجریان

     

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:55 توسط صورتگر نقاش |


سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

     

رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

     

بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم

هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر

     

که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم

گر چنانست که روی من مسکین گدا را

     

به در غیر ببینی ز در خویش برانم

من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

     

نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

     

که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت

     

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم

من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم

     

که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم

درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت

     

نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم

سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

     

که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

سعدی

تصنیف سخن عشق

آواز : استاد محمدرضا شجریان - همایون شجریان

آهنگساز :استاد مجید درخشانی

کنسرت گروه آوا - ۸۶

دستگاه : ماهور

تصنیف سخن عشق با صدای استاد شجریان و همایون شجریان

رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند
مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند
غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر مستان سلامت می‌کنند
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار ازو
من کس نمی‌دانم جز او مستان سلامت می‌کنند
ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو
وان یار و همدم را بگو مستان سلامت می‌کنند

آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو

وان طور سینا را بگو مستان سلامت می‌کنند
مولانا

تصنیف مستان سلامت می کنند

آواز : استاد محمدرضا شجریان

آهنگساز :استاد مجید درخشانی

آلبوم : رندان مست (۸۸)

دستگاه : همایون

دانلود تصنیف مستان سلامت می کنند با صدای استاد شجریان

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:16 توسط صورتگر نقاش |


لب دریا نسیم و آب و آهنگ

شکسته ناله های موج بر سنگ

مگر دریادلی داند که مارا

چه طوفانی است در این سینه تنگ

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 2:33 توسط صورتگر نقاش |


از دستش نده. انصافا" اگه ماه امشبو ندیدی همین الان برو ببین.فردا دیگه از همچین ماه خوشگلی خبری نیست!

باورتون میشه انگیزه من برای نوشتن این پست فقط و فقط همین ماهه. واقعا" هم ماهه.تمام ماه رو منتظر این شبم.

ای ماه نازنین. ای کاش میشد در آغوش می گرفتمت و میشدی چراغ خانه تاریکم...

کلمات خودم نمی تونه حال امشبم رو بیان کنه. از شهریار تبریزی کمک می گیرم :

 امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم

که تو از دوری خورشید چه ها می‌بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

 

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه‌ی مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه‌ی بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه‌کن و دلشکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه‌ی طوفان‌زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام‌آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد

جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی

گوش دادن و دانلود تصنیف و آواز زیبای شب غمگین با آهنگسازی کیوان ساکت و صدای سعید لازی

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 1:49 توسط صورتگر نقاش |


سوگواران تو امروز خموشند همه

که دهان های وقاحت به خروشند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست

زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه

آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی

روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه

باغ را این تب روحی به کجا برد که باز

قمریان از همه سو خانه به دوشند همه

ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار

بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه

گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز

مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه

به وفای تو که رندان بلاکش فردا

جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه

استاد شفیعی کدکنی

تصنیف سوگواران خموش

آواز : علیرضا قربانی

آهنگساز : پژمان طاهری

آلبوم : سوگواران خموش (۸۶)

دستگاه : همایون

دانلود تصنیف سوگواران خموش با صدای علیرضا قربانی

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:22 توسط صورتگر نقاش |


مشت می كوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی..!
با شما هستم
این درها را باز كنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی ، سر كوهی ، دل صحرایی
كه در آنجا نفسی تازه كنم
آه...!
می خواهم فریاد بلندی بكشم
كه صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد كند
از شما خفته چند
چه كسی می آید با من فریاد كند ؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:52 توسط صورتگر نقاش |


بیا بنشین و با مردم مدارا کن

گره از کار این افتادگان وا کن

بترس از شعله های زیر خاکستر

بیا اندیشه ی اندوه فردا کن

هزاران تاج سلطانی دوصد تخت سلیمانی

فلک بستاند از دستت به آسانی

که این تخت بلند جهل

نه بر شاهان سامانی وفا کرد و نه بر پرویز ساسانی

که این رسم فلک باشد

نه شاهنشاه بشناسد نه روحانی

مباد آن دم که چنگیزی به پا خیزد

کشاند آشیانت را به ویرانی

همای از خواندن فتنه پروا کن

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

 

 دانلود تصنیف زیبای مدارا کن با صدای همای

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 19:41 توسط صورتگر نقاش |


وطن! وطن! نظر فکن به من که من

به هر کجا، غریب‌وار که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام

همیشه با تو بوده‌ام همیشه با تو بوده‌ام

اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام

من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم

چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات

که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی

به اوج رفت موج‌های تو

که یاد باد اوج‌های تو

کنون اگر که خنجری میان کتف خسته‌ام

اگر که ایستاده‌ام و یا ز پا فتاده‌ام

برای تو، به راه تو شکسته‌ام

سپاه عشق در پی است شرار و شور کار ساز با وی است

دریچه‌های قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان

کنون به گوش می‌رسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده‌ا

وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان

 که من پرنده‌ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو

به دوردست مه گرفته پر گشوده‌ام

سیاوش کسرائی

تصنیف وطن

آواز : همایون شجریان

آهنگساز : سعید فرجپوری (گروه دستان)

آلبوم : خورشید آرزو (87)

دستگاه : اصفهان

دانلود تصنیف وطن با صدای همایون شجریان - گروه دستان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 19:9 توسط صورتگر نقاش |


باران بر خاک پاکت زرینه ی تاکت
جان می بخشد
باران ، گل خنده زند شاد
جان می شود آزاد
ای وطنمگل همیشه بهارم
بجز غم تو چه دارم
باران تو ببار
مگر مگر تو بشویی سیاهی از همه جا را
باران تو ببار
جاودان به نسیم سحر سوگند
شادمان به تو پیوسته هستم
تا تو شوی آباد ای ایران
تو بخندی شاد ای ایرانچو نسیم سحر گه آزاد ای ایران

تصنیف وطنی باران

آهنگساز : استاد کیوان ساکت

آواز سعید لاری

آلبوم : زندگی (۸۷)

دستگاه : اصفهان

دانلود تصنیف باران با آهنگسازی کیوان ساکت و صدای سعید لاری

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 23:44 توسط صورتگر نقاش |


    من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

    همه اندیشه ام اندیشه فرداست

    وجودم از تمنای تو سرشار است

    زمان در بستر شب خواب وبیدار است

    هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمان باز

    خیالم چون کبوتری وحشی می کند پرواز

    رود آنجا که می بافند کولی های جادو ، گیسوی شب را

    همان جاها، که شب در رواق کهکشان ها عود می سوزند

    همان جاها، که اخترها ، به بام قصرها ، مشعل می افروزند

    همان جاها، که راهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند

    همان جاها، که پشت پرده شب ، دختر خورشید فردا را می آرایند

    همین فردای افسون ریز رویائی

    همین فردا که راه خواب من بسته است

    همین فردا که روی پرده پندار من بیدار است

    همین فردا که ما را روز دیدار است

    همین فردا که مارا روز آغوش و نوازش هاست

    همین فردا ، همین فردا.......

    .....من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

    زمان ، دربستر شب ، خواب و بیدار است

    سیاهی تار می بندد

    چراغ ماه ، لرزان ، از نسیم سرد پاییز است

    دل بی تاب و بی آرام من ، از شوق لبریز است

    به هر سو ، چشم من رو می کند : فرداست

    سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند

    قناری ها سرود صبح می خوانند

    .....من آنجا، چشم در راه توام . ناگاه :

    ترا ، از دور می بینم که می آیی

    ترا از دور می بینم که می خندی

    ترا از دور می بینم که می خندی و می آیی

    .....نگاهم باز حیران تو خواهد ماند

    سراپا چشم خواهم شد

    ترا در بازوان خویش خواهم دید

    سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد

    تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم شست

    برایت شعر خواهم خواند

    برایم شعر خواهی خواند

    تبسم های شیرین ترا ، با بوسه خواهم چید

    من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

     

    فریدون مشیری

     

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:54 توسط صورتگر نقاش |


چند وقتی بود که داشتم به همین موضوع فکر می کردم. هنر شنیدن موسیقی. جدا" هم شیندن، درک کردن و لذت بردن از موسیقی هنری است که متاسفانه همه از اون بهره نبردن. به طور اتفاقی مقاله زیر رو پیدا کردم که خیلی از دیدگاه های خودمو توش دیدم. البته متنی که در زیر می بینید خلاصه مقاله گفته شده است و می تونید متن کاملشو که خیلی با ظرافت و زیبایی نوشته شده در ادامه همین پست بخونید. امیدوارم خوندن این مقاله شما رو در یافتن راه درست برای درک و لذت بیشتر از موسیقی یاری کنه...

موسیقی به هرصورتی که باشد،سه عامل در آن دخیل است:«سازنده»،«اجرا کننده» و «شنونده».در حقیقت موسیقی همانند مثلثی است که از سه ضلع «مصنف (تصنیف ساز)»،«اجرا کننده» و«شنونده» ساخته شده باشد.مطابق اصول ریاضی ،بدیهی است بدون در نظرگرفتن هریک از اضلاع ، مسئله ی تجسم و هویت این مثلث منتفی خواهد بود!

برای لذت بردن مضاعف از زیبایی های هنر موسیقی،باید آن را فهمید و باید اعتراف کرد که «فهم» هنر،خود هنری است و برای نیل به آن «آگاهی» لازم است.

چشم و گوش واحساس ما تحت نفوذ آثار هنری تربیت می شوند و از این طریق می توانیم به درک هزاران نکته ی زیبا در طبیعت خارج و نیز در روح خودمان پی ببریم.

اما درهنر موسیقی،تربیت هنری یا همان برخورداربودن از فرهنگ و ذوق و درک موسیقی چگونه حاصل می شود؟!

برای نیل به این هدف،لازم است که هرچه بیش تر و دقیق تر و با تامل و دقت بسیار به آثارموسیقی گوش دهیم و سعی کنیم معنای تک تک جملات موسیقی و ملودی ها و ریتم ها را دروجودخودمان پیگیری کنیم.

درواقع برای درست شنیدن موسیقی و لذت بردن از آن به گونه ای که تاثیر عمیق و ماندگاری در روح و روان ما برجای گذارد،سعی و دقت وکوشش لازم است و باید «آگاهی» و«محرمیت» داشت؛به قول حافظ:

"تانگردی آشنا ،زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش"

و به همین جهت است که عده ی زیادی از موسیقی شناسان معتقدند که هنر «شنیدن موسیقی» ،دست کمی از هنر «ساختن» و «اجرا کردن» موسیقی ندارد!و این جاست که به اهمیت ضلع سوم این مثلث فرضی،یعنی «شنونده ی موسیقی» پی میبریم!

امابه اعتقادما،موضوع «نداشتن گوش موسیقی»و«دریافت ضعیف یاعدم دریافت موسیقی» امری موروثی وذاتی نیست و توانایی درک عمیق وصحیح موسیقی به صورت بالقوه دروجود همه ی ما انسان ها است که بایدوباید باتلاش و کوشش و مطالعه و دقت و تامل فراوان درهنگام شنیدن موسیقی،به اصطلاح گوشمان راتربیت کنیم تابتوانیم به رموز والای این هنر مقدس وظرافت ها و پیچیدگی های هنری«موسیقی» به طور اخص ودیگر اقسام هنرهای زیبا به طور اعم پی ببریم.

دراین ارتباط،وظیفه ی علاقه مندان و مخصوصاقشر روشنگر و روشنفکر«جوان» به عنوان قشرمتفکرو خلاق  جامعه در قبال مقوله ی هنروبالاخص هنر والای موسیقی ناگفته پیداست!

این گوی و این میدان...!

 

پیشنهاد می کنم متن کامل این مقاله رو که خیلی هم زیبا و تاثیرگذار هست در ادامه مطلب بخونید. !


منبع : جواد یعقوبی

http://delawaz.blogfa.com


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:46 توسط صورتگر نقاش |


دوستت دارم  و دانم که تويی دشمن جانم

 از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

غمم اين است که چون ماه تو انگشت نمايی

ورنه غم نيست که درعشق تورسوای جهانم

ساز بشکسته ام و طاير پر بسته نگارا

عجبی نيست که اينگونه غم افزاست فغانم

آن لييم است که چيزی دهد و باز ستاند

جان اگر نيز ستانی ز تو من دل نستانم

مرغکان چمنی راست بهاری و خزانی

من که در دام اسيرم چه بهارم چه خزانم

ترسم اندر بر اغيار برم نام عزيزت

چه کنم ؟ بی تو چه سازم؟ شده ای ورد زبانم


عماد خراسانی

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 23:39 توسط صورتگر نقاش |


نمی دانم چرا هر وقت این آواز را در نوا گوش می دهم، گویی می خواهم تن بی جان را بر زمین گذاشته، راه به سوی آسمان ها گشایم. عجیب آوازی است. گویی با عالم دگر رمز و راز نهانی دارد.

این رمز و راز گونگی و آسمانی بودن از ویژگی های دستگاه نواست. دستگاهی که جز در عرفان و راز و نیاز عاشقانه با حضرت دوست، جایگاه دگری در موسیقی و ادب ندارد.

اغلب این طور گفته اند که حالت این دستگاه حالتی است نه خیلی غمگین و نه شاد. ناله ها و شکایات نهفته در این دستگاه چون آه و فغان دشتی و سه گاه نبوده و در حالتی پوشیده بیان می گردد. برخی بر این باورند که بهترین زمان برای گوش دادن به آواز این دستگاه، در پایان شب و پیش از خواب است. آرامشی عجیب با این آواز به شما دست می دهد.  

آهنگساز و نوازنده تار در این اثر، علی قمصری، موسیقیدان جوانی است که در هنگام تدارک این آلبوم (نقش خیال) ، تنها 21 سال داشته و به حق هم که عاشقانه ساخته و نواخته است. آواز پر سوز همایون شجریان از شعر سعدی هم که نیاز به هیچ شرح و بیانی ندارد. تنها باید گوش جان به آن سپرد و تا دور دست ها رفت...

نکته مهم دیگر در مورد این آلبوم خلاقیت های به کار رفته در آن، من جمله استفاده از ساز گیتار در کنار سازهای موسیقی سنتی است که اتفاقا" بسیار هم به جا و زیباست. (آواز گناه عشق)

امیدوارم با گوش دادن به این آواز لذت برده و برای دمی هم که شده، خود را به آن یار پری چهره که به قول سعدی  "جدا نمی شود نقش تو از خیال من" نزدیک تر حس کنیم.

وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من  
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
ناله زیر و زار من زارترست هر زمان
بس که به هجر می دهد عشق تو گوشمال من
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
می رسد و نمی رسد نوبت اتصال من
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
 هم به مراد دل رسد خاطر بد سگال من
دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن
چون که اثر نمی کند در تو زبان قال من
بر گذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو احتمال من
 چرخ شنید ناله ام گفت منال سعدیا
که آه تو تیره می کند آینه جمال من

ساز و آواز نقش خیال

آواز : همایون شجریان

آهنگساز و نوازنده تار : علی قمصری

آلبوم : نقش خیال - ۸۴

دانلود ساز و آواز نقش خیال با صدای همایون شجریان

از این آلبوم تصنیف زیبای زیر رو هم می توانید گوش دهید:

دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش       چو تشنه تو باشد که باشد سقایش

...

تصنیف دوای دل

دانلود تصنیف دوای دل با صدای همایون شجریان - آلبوم نقش خیال

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 0:41 توسط صورتگر نقاش |


سلام

امیدوارم بهترین باشید. .می دونم تا عید چند روز مونده. اما از اونجا که ممکنه نتونم روز عید پست بذارم این کارو همین الان انجام میدم.

قطعا" تا چند روز آینده انواع و اقسام پیام های تبریک عید رو دریافت می کنید که توشون انواع و اقسام دعاهای خوب و زیبا نوشته شده. برای همین من از ذکر اون حرفا میگذرم و به همین یه جمله بسنده  می کنم:

" امیدوارم سالی زیباتر داشته باشید"

حالا این زیبایی رو خودتون باید تفسیر کنید ببینید در چی می بینید...

برای اینکه وارد حال و هوای بهار بشیم ۴ تا تصنیف فوق العاده زیبا آماده کردم که امیدوارم از شنیدنشون لدت ببرید. اینم از عیدی من برای شما. دیگه چی می خواید؟!

 

بهار

کنون نوروز و هنگام بهار است          شراب لاله در جام بهار است

ز سردی های خاک تیره بگذر           زمستان رفت و هنگام بهار است

نگه کن پیر سرمای زمستان             اسیر و خسته در دام بهار است

نشاط و مستی و شور جوانی             همه آهنگ و پیغام بهار است

بهار عشق من بودی و رفتی             چه کوته عمر و فرجام بهار است

تصنیف بهار

آهنگ و تنظیم : کیوان ساکت

آواز : سعید لاری

آلبوم : زندگی - ۸۷

دستگاه : ماهور

 دانلود تصنیف بهار - کیوان ساکت و سعید لاری 

 

 بوی باران

بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک ميرسد اينک بهار

خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمه‌ها و دشتها
خوش بحال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش بحال غنچه‌های نيمه‌باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

 فریدون مشیری

تصنیف بوی باران

آواز: استاد محمدرضا شجریان

آهنگ : حسین یوسف زمانی

آلبوم : بوی باران - ۷۸

دستگاه : چهارگاه

دانلود تصنیف بوی باران با صدای استاد شجریان

 

 دست در دست بهاران

دست در دست بهاران

هم نوا با بانگ باران

در دلت باغچه ای از نور خواهم کاشت

سازی تازه خواهم زد

که باران با آن خواهد رقصید

می خواند آهسته نی لبک جویبار

می شنوم از لب او راز دل کوهسار

بار دگر پیک سحر داده ز آفتاب خبر

کز پس این تبره شبان می رسد

او صبح دمان

می آید، می آید

همچو نسیم از ره دور

می بردم همره خود تا دل آن ابر سپید

می کشد او دست مرا

می بردم تا خورشید

امیرحسین سام

تصنیف دست در دست بهاران

آواز : اشکان کمانگری

آهنگ و تنظیم : امیرحسین سام

آلبوم : زرد و سرخ و ارغوانی- ۸۵

دستگاه : ماهور

دانلود تصنیف دست در دست بهاران با صدای اشکان کمانگیری

نوروز 

سحر با من درآميزد كه برخيز
نسيمم گل به سر ريزد كه برخيز

زرافشان دختر زيبای خورشيد
سرودی خوش برانگيزد كه برخيز

سبو چشمك‌زنان از گوشه‌ی طاق
به دامانم در آويزد كه برخيز

زمان گويد كه هان گر برنخيزی
غريو مرگ برخيزد كه برخيز 

 فریدون مشیری

تصنیف  نوروز

آواز : علیرضا قربانی

آهنگ و تنظیم : مجید درخشانی

آلبوم : فصل باران - ۸۶

دستگاه : همایون

دانلود تصنیف نوروز با صدای علیرضا قربانی 

امیدوارم لذت برده باشید و حال و هواتونم بهاری شده باشه. راستی از کدوم شعر یا تصنیف بیشتر خوشتون اومد؟ 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:27 توسط صورتگر نقاش |


یکی از موسیقی هایی که هر وقت بهش گوش می دم بهم آرامش میده همین آلبوم یادگار دوست هست. نوای دلنشین تار و پیانو تو این کار به همراه آواز دلنشین استاد شهرام ناظری و دکلمه حمید آقازاده بر روی رباعیات زیبای حضرت مولانا حس غریبی بهم میده.....حسی که هیچ جور نمی تونم بیانش کنم. اگرچه این پست خیلی بلنده اما فکر می کنم ارزششو داشته باشه....

ای دوست قبولم کن و جانم بستان         مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

 با هر  چه  دلم  قرار  گیرد   بی  تو          آتش به  من اندر  زن و آنم بستان

***********

  ای زندگی تــن و توانــم  همه تـــو         جانی و دلی ، ای دل و جانـــم همه تو

تو هستی من شدی ، از آنــی همه من        من نیست شدم در تو ، از آنم همه تو

 ***********

 باز آی که  تا  به  خود  نیازم  بینی                            بیداری  شبهای   درازم  بینی

 نی نی غلطم که خود فراق تو مرا                          کی زنده رها کند که بازم بینی

      هر روز دلم در غم تو  زار تر  است                        وز من دل بی رحم تو بی زار تر است

 بگذاشتیم  غم  تو نگذاشت  مرا                              حقا که غمت از تو وفادار تر است

برمن  در  وصل  بسته  میدارد  دوست                   دل را به عنا شکسته می دارد دوست

    زین پس منو دل شکستگی بر در دوست           چون دوست دل شکسته می دارد دوست

    ***********

 در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است         هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

    از درد تو هیچ روی درمانم نیست                 درمان که کند مرا که دردم هیچ است 

  دوش من بودم  و آن  بت بنده نواز                   از  من  همه  لابه بود و از وی همه  ناز

  شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید                شب  را  چه  گنه  حدیث  ما  بود دراز 

    *********** 

     دلتنگم و دیدار تو درمان است                            بی رنگ رخت زمانه زندان من است

        بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی                         آن چه از غم هجران تو بر جان من است

    *********** 

 ای نور دل و دیده و جانم چونی                        وی آرزوی هر دو جهانم چونی

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس                    تو بی رخ زرد من ندانم چونی

*********** 

افغان کردم بر آن فغانم می سوخت               خامش کردم چو خامشانم می سوخت

    از جمله کران ها برون کرد مرا                    رفتم به میان و در میانم می سوخت   

*********** 

من درد تورا زدست آسان ندهم                        دل بر نکنم زدوست تا جان ندهم

        از دوست به  یادگار  دردی  دارم                          کان درد  به صدهزار درمان ندهم         

 تصنیف و آواز یادگار دوست

آواز : استاد شهرام ناظری

آهنگ و تنظیم : کامبیز روشن روان

دستگاه : ماهور و اصفهان

 دانلود آواز و تصنیف یادگار دوست با صدای شهرام ناظری

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:43 توسط صورتگر نقاش |


مطمئنم که تا حالا بارها این شعر رو خوندین یا شنیدین. اما این بار می خوام کمی عمیق تر رو این شعر فکر کنیم.  فکر کنیم که ارزش و جایگاه واقعیه روح آدم تا کجاست...یه روح متعالی و زیبا.................

امشب در سر شوری دارم، امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم، راضی باشد با ستارگان
امشب يکسر شوق و شورم، از اين عالم گوئی دورم

از شادی پر گيرم که رسم به فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان غوغاها فکنم
سبو بريزم ساغر شکنم

امشب يکسر شوق و شورم، از اين عالم گوئی دورم
با ماه و پروين سخنی گويم، وز روی مه خود اثری جويم
جان يابم زين شبها، می کاهم از غمها
ماه و زهره را به طرب آرم،از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها، نغمه ای بر لب ها

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 23:47 توسط صورتگر نقاش |


روزی این حنجره آوازی داشت
به افق پنجره بازی داشت

قفس سینه اگر می شد باز
مرغ این پنجره پروازی داشت

شب همه شب به نوا سر می کرد
روز با زمزمه آغازی داشت

نغمه در نغمه غزل می پرداخت
پرده در پرده دل سازی داشت

دم که می زد ز نیستان می زد
ناله می کرد گره رازی داشت


شاخه در شاخه هم آغوش نسیم
چون شباویز شب آوازی داشت

غصه با جام جهان بین می گفت
قصه با مست سراندازی داشت

مرغک من شده خاموش ای کاش
این سرانجام سرآغازی داشت

مشفق کاشانی

ترانه سرانجام

با صدای کوروش یغمایی

آلبوم : سیب نقره ای

موسیقی پاپ

دانلود ترانه سرانجام با صدای کوروش یغمایی

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 13:22 توسط صورتگر نقاش |


کیست این پنهان مرا در جان و تن؟
کز درون من همی گوید سخن
این که گوید از لب من راز کیست؟
بنگرید این صاحب آواز کیست؟
...

در این وبلاگ دست نوشته های نگارنده، داستان های کوتاه و جالب و مطالبی درباره فرهنگ،مذهب،روانشناسی، هنر و موسیقی خواهید خواند.
بخش طنز نیز در این وبلاگ راه اندازی شد...


HOME
E-Mail
:BAHAR20:
Profile


LinkDump

طـــراح قـــالــب
شب غمگین (کیوان ساکت - سعید لاری)
سخن عشق (استاد شجریان)
شب جدایی (همایون شجریان)
مرا مگذار و مگذر (حمیدرضا نوربخش)
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی (علیرضا قربانی)
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

خرداد 1390

بهمن 1389
آذر 1389
شهریور 1389
خرداد 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387


Categories

دستگاه نوا
دستگاه همایون
آواز بیات اصفهان
دستگاه شور
آواز ابوعطا
آواز افشاری
آواز بیات ترک
آواز دشتی
دستگاه سه گاه
دستگاه چهارگاه
دستگاه ماهور
مذهبی-عرفانی
اجتماعی-سیاسی
داستان های کوتاه و آموزنده
شعر و موسیقی
تصاویر و عکس های زیبا
مختصر و مفید (جملات کوتاه و تاثیرگذار)
سینما
طنز


Links

وبلاگ طرفداران همایون شجریان
شجریانی ها
یک سبد آواز نو (سایت امیرحسین سام)
سقوط از برج پیزا
شب زنده ها (موسیقی سنتی)
دل زنده ها (موسیقی سنتی، علیرضا)
تا بندگی
سخنوران بی صدا
توهم های یک کاغذ A4
خورشید
یک سبد آواز نو (وبلاگ امیرحسین سام)
قالب های فوق جدید وبلاگ



Amar_Site

تعداد بازديدها: